تبليغاتX
قرن سنگی(متولد ماه اسفند)

بعد از شعر اول از اپیزود شعر های دنباله دار سروده ی استاد ج.امید با تلاش فروان سعی در سرودن قسمت دوم این شعر دنباله دار با عنوان آیا میکروب ها آدم می شوند پرداخته ایم.

این شعر نه تنها برای خندیدن است که پشت هر لبخندتان آه و اشک های نمونه ای از پسرکان جوان این مرز و بوم نهفته است، پسرکانی که دام نگاه های نا عقلانی خورده اند و باعث حوادث بسیار گشتند!

با تشکر ج.امید

راستی ، چرا فامیل بازی در می آوری داداش؟ مردانگی را نفروش در زمانه ی نامردان

24/بهمن/1389


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 22:32  توسط امید  | 
 

مرا که رسم عاشقی از پروانه آموختم

      به این نگاه شعله گونه ات نسوزانم

سلام... ورود به پنجره ای که دوباره ما را به هم برساند

 

به زودی با قسمت دوم سروده ی میکروبه عاشق می شوند به روز می شویم

(ویژه ی گرمترین روزهای تابستان)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 19:13  توسط امید  | 

چرا یکی؟ هرآهنگی دوست داری گوش کن×××

 

شعر می خونی؟ 

این شعر حکایت دوره ایست پر از ماجرا های رنگی

این شعر بیانگر اعتقادات رایج در عصر جوانی

در دوره ی دانشجوییست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 10:43  توسط امید  | 

 

داستان عشق گمشده در خیالات پاک یک کودکی

داستان گمشدن در سراب زندگی

داستان یک تنهایی!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 11:29  توسط امید  |